|
|
|
|
|
تقارن 8/8/88 با روز ميلاد هشتمين امام همام عجيب نيست؟ امروز به همين مناسبت مشهد مقدس ميزبان همايش مشهد ---- پايتخت معنوي ايران .... بود. بيش از يكصد نماينده مجلس شوراي اسلامي از سراسر كشور براي تجديد عرض ارادت به ساحت اين هشتمين امام به مشهد، شتافتند. اينها را گفتم تا به اين نكته برسم: وقتي كليپ هايي از حرم مطهر پخش مي شد و نواي خوش مداح اهل بيت كه مي گفت : آمدم اي شاه پناهم بده خط اماني به گناهم بده دلها مي لرزيد و قطرات اشك بر گونه هاي عاشقان حضرتش مي لغزيد و بر گونه ها جاري مي شد. خوشا به حال آنها كه از اين احوالات ره توشه بسته و غباري از دل زدودند. اغنيا مكه روند و فقرا سوي تو آيند جان به قربان تو آقا كه تو حج فقرايي و باز اينها را گفتم تا اين را بگويم: سال قبل اين روزها مادرمان در كنارمان بود و امسال بياد به استقبال ميلاد رضا رفتيم. خدايش رحمت كناد ميلاد رضا (ع)بر همگان مبارك |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 22:28 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام خدمت دوستان
ساعت ۴۵/۲۰ روز يكشنبه ۱۲/۷/۸۸ به وقت ايران و ۴۵/۲۱ به وقت افغانستان است. از اينكه بدون خداحافظي عازم سفر شدم از دوستان عزيزم عذر خواهي مي كنم. دفعتا اين ماموريت اداري پيش آمد تا چند روز به ولايت هرات كشور دوست و برادر افغانستان عزيمت نمايم. هماكنون در هتل تجارت شهر هرات افغانستان هستيم. اميدوارم به سلامتي اين مامويت خاتمه يافته و در كشورمان خدمت دوستان باشم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 21:51 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
هزار سال عمر لاک پشت درون لاک تاریکش به یک لحظه پرواز پروانه نمی ارزد که با تمام کوتاهی در خاطرات جنگل سبز جاودانه می ماند شاعره قدسی قاضی نور |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 18:0 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام او و به ياري او مجال ديگري دست داد تا دستم را قلم كنم و قلمم را از دست نيندازم. مدت مديدي است حس نوشتن به سراغم نمي آيد. دوست ندارم باري به هر جهت بنويسم. چون وقت دوستاني كه به وبلاگهاي يكديگرمراجعه ميكنند با ارزش تراز اين حرفاست. در اين مدتي كه گذشت، ماه پر بركت رمضان را پشت سر گذاشتيم و شبهاي سراسر معنويت قدر را كه ارزشش از هزار ماه بيشتر است. در يكي از اين شبها كه همسرم قصد شب زنده داري قدر را در حرم مطهر امام رضا(ع) داشت من به اتفاق محمد حسين وحنانه درمنزل بوديم. ابتداي مراسم محمد حسين و حنانه خواب بودند، ليكن در ميانه مراسم، حنانه از خواب بيدار شد و لذا من و او به اتفاق مراسم پرفيض اين شب را كه مستقيما از حرم مطهر پخش مي شد؛ دنبال كرديم.آنگاه كه ساعت 3 بامداد خانم و مادرشان از مراسم برگشتند، باور نمي كردند بتوانم حنانه را براي اين مدت نگه دارم و ليكن خدا رو شكر كه به من حوصله اي داد تا از پس آن بر آيم. در نيمه ماه مبارك رمضان نيز به ياد بود سالهايي كه مادرم زنده بود و در شب تولد امام حسن(ع)، خواهر و برادرها در منزل ايشان افطاري بوديم؛ ما ميزبان خواهران و برادرانم بودیم و جاي او را خالي كرديم. واقعا كه جاي او (مادرم) همواره در كنار ما سبز خواهد بود. يادش گرامي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 19:13 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روزي است جوانهاي اين مرز و بوم مشغول انتخاب رشته هستند انتخاب رشته كه نه !!!! بگو انتخاب سرنوشت يك عمر يك جوان و تجربه اين روز...... مرا برد به سالهاي دور كه خودم در تب و تاب انتخاب رشته بودم. سالهاي 67 و 68 يعني 20 سال قبل و يكبار ديگر مرا ياد اين نكته انداخت كه..... چه زود، دير شد. مي گفتم: در اون روزها امكانات امروز نبود. از يكطرف امكانات صدا و سيما براي برنامه هاي كمك آموزشي ... برنامه هاي گزينه 2 و شبكه آموزش و ..... انتخاب رشته 100 كد رشته محل و بويژه نرم افزارهاي كمكي انتخاب رشته اونهم در وب سايت سازمان سنجش آموزش كشور. و نهايتا انتخاب رشته و اعلام نتايج بصورت اينترنتي يادش بخير ... از صبح ساعت 7 صبح كتابخانه آستانقدس رضوي تا ساعت 7 شب فقط خواندن و خواندن و خواندن از كتابخانه مراجعه به خانه و باز هم خواندن تا روزهاي آزمون در روزهاي آزمون مراجعه به حوزه هاي توزيع كارت.. روز امتحان شركت در آزمون (اجراي بند يك و دو و .... و بويژه كيك و سانديس) انتظار براي اعلام نتايج و دريافت كارنامه ..... انتخاب فقط 14 كد محل رشته..... باز انتظار و تا روزي كه مي خواهند نتايج رو اعلام كنند و بايستي از صبح زود در كنار كيوسكهاي روزنامه فروشي در انتظار جانكاه ايستاد تا موزع ويژه نامه ها بيايند و بگردي دنبال اسمت الف ب ت ....... كاف باز در حرف كاف بگردي دنبال ك ر ي م ا ن و باز در فاميلي هاي كريمان بگردي دنبال خ ر ا س ا ن ي اگر ديروز آزمون چيزي كاشته باشي امروز درو مي كني كنكور اولم خبري از كريمان خراساني ماشاالله نبود(سال 1367) اما در كنكور دومم نوشته شده بود (سال 1368) 480 كريمان خراساني ماشاالله (شماره شناسنامه) باز مشكلي ديگر!!! يادت نيست كد 480 اولويت چندمت هست؟ چه رشته اي است و كدام شهر ؟ با دنيايي از شور و شوق ميروي سوي خانه و سوابق را مروري مي كني اولويت هفتم جغرافياي دانشگاه فردوسی مشهد (اون زمان خبري از شبانه و غير انتفاعي نوع اول و دوم و اينا نبود) ۲۰ سال گذشت به همین سادگی با تمامی فراز و نشیبش..... تا بعد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 17:57 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
چه كسي تصور مي كرد روز مادر برسد ولي مادر نباشد تا حتي يك تبريك خشك و خالي بهش بگي؟؟؟؟؟؟؟؟ چه قدر دلم تنگ شده براي لحظاتي كه در كنارش بنشينم و او با صداي گرمش مرا خطاب قرار دهد .... و من سرمست اين نوازش ...... چقدر دوست دارم فرياد بزنم اي پسرها و دخترها كه مادر داريد قدرش را بدانيد كه بس گوهر گرانبها و كميابي است ...... مادر دوستت دارم مادر |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 8:30 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
شايد به جرات بتوان گفت عليرضا افتخاري يكي از محبوب ترين و پركارترين خوانندگان سالهاي اخير كشورمان است. من بعنوان يكي از علاقمندان صداي گرم اين خواننده محبوب كشورم كارهايشان رادنبال مي كنم. اين همراهي را شايد بجرات گفت به سالهاي بسيار دور ميرسد كه سعي خواهم كرد بمرور در تكمله هاي بعدي به آن بپردازم ليكن آنچه بهانه نوشتن اين سطور شد شنيدن تصنیف زیبایی بود که بنظر من يكي از كارهاي بسيار دلنشين و شنيدني ایشان پس از کاست نیلوفرانه ۱ می باشد.که تقدیممی کنم به همه کسانی که دوست داشتن رو دوست دارند عاشقا سلام سلام عاشقا عاشقا درود درود عاشقا آدما آسمون میخوان چکار؟ کاش می شد سهمه پرنده ها بشه کاش می شد تو هیچ دلی غم نباشه دل مردم خونه خدا باش منم عاشم عاشقم من خاطر عاشقا رو خیلی میخوام عاشقا سلام سلام عاشقا عاشقا درود درود عاشقا این شبا بارون تنهایی می یاد شادیها به دیدن غم نمی رن چرا مثل اون قدیمها آدمها به زیارت دل هم نمیرن منم عاشقم عاشقم من خاطر عاشقا رو خیلی می خوام عاشقا سلام سلام عاشقا عاشقا درود درود عاشقا اميدوارم با همكاري اهل فن بتوانم این تصنیف رو بر روي صفحه وبلاگم بار گذاري كنم تا همه از اون بهره مند بشوند. قبلا از راهنمايي اهل فن به اين درخواستم تشكر ميكنم.... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 17:23 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداي ابراهيم (ع) جمعه اي كه گذشت جمعه اي بياد ماندني براي من و خواهران و برادرانم بود چه به بهانه عزميت خواهرم به حج ابراهيمي همه در منزل ايشان آش پشت پا دعوت بوديم ..... هر چند با گذشت بالغ بر۶ ماه از درگذشت مادرم عزيزم فقدان او كاملا محسوس است ليكن..... همين چند لحظه كه خواهران و برادران در كنار هم هستندحس و حال آرامش در چشمانشان موج ميزند اميدوام خواهرم و همه عزیزانی که در این روزها توفیق تشرف به حرم امن الهی نصیب ةنها می شه نيز حجي مقبول برپا كرده به سلامتي به وطن برگردند.... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 15:51 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
در كاوشي در اينترنت طي اين چند روز بصورت كاملا تصادفي با يك از چت روم ها برخورد كردم. از سر كنجكاوي با انتخاب يك آي دي داخل آن شدم. هر چند چت روم قوي و پر طرفداري نبود و ليكن از همين اندك تعداد جوان مشغول چك كردن در آن هم مي توان به ماهيت آنها پي برد ... سعی بر ارتباط با دوستان فعال در چت روم کردم آن هم از در صداقت و درستی و لیکن .... آنچه در یافتم فضایی تمام دروغ .... آلوده برای هم صحبتی باجنس مخالف ... فضایی سراسر شک آلود از همدیگر که به هم به چشم چوپان دروغ نگاه می کردند... نمیدانم نسل فردای این مرز و بوم چطور می خواهند از فن آوری های پیشرفته تر از این استفاده کنند ؟ چه کسی موظف به راهبری نسل جوان رها شده هستند؟ پدران و مادران که غالبا تربیت را از دوش خود بر داشته و بر دوش محیط... مدرسه و غیره گذاشته است محیط هم که مستعد همه چيز هست الا تربيت!!! پس از چندین روز سرک کشیدن به روحیات جوونهایی که در چت روم مشغول چت بودند. امروز با این عزیزان خداحافظی کردم . در حالیکه احساس کردم اونها می خواهند آزادانه به وقت تلف کنی و دروغ گویی و گفتگو با جنس مخالف خود ادامه دهند. چقدر مسئوليت پدرها و مادرها در نظارت بر رفتار جوانها بخصوص در اين دوره و زمان سنگين است!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 17:55 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند صباحي است که به وادي دنياي مجازي قدم گذاشته ام و خاطرات خودم را نه در دفترچه خاطرات فيزيكي، بلكه در دفترچه خاطرات الكترونيكي كه به آن وبلاگ مي گويند؛ تقرير مي كنم. در همين اثناء هر گاه كه فرصت پيش مي آيد سركي به وبلاگ دوستان نيز مي زنم. آنچه نكته بارز، برجسته و وجه مشترك غالب اين وبلاگها هست؛ نگاه منفي به زندگي است كه در ميان بويژه صاحبان وبلاگهايي كه سن وسالي نيز ندارند(جوانان)، جاريست. اين نگاه هم از تراوشات ذهني آنها در آثار قلمي ايشان و هم در استفاده از رنگهاي سياه و متمايل به سياه كاملا مشهود است. واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اين سئوالي است كه بايستي جامعه شناسان ما با بررسی های لازم نسبت به پاسخگویی به آن اقدام كنند. ليكن آن چه بنظرم بعنوان اولين علت و دليل رويكرد جوانان به اين سياهي است همانا فراهم كردن كليه امكانات توسط پدران و مادران ايشان است كه سبب شده جوان احساس پوچي در مواجه با زندگي كنند. پدر و حتي مادري كه از صبح زود و بعضا تا پاسي از شب، از خانه خارج مي شوند تا اسباب معاش خانواده را فراهم كنند و تنها وظيفه خودشان را نسبت به فرزندانشان، سير كردن شكم و تهيه اسباب و وسايل مورد نياز جسمي ايشان مي دانند. هيچگاه فرصت ندارند با فرزندانشان چند دقيقي صحبت كنند. در اين حالت جوان ايراني كه با اين خلاء عاطفي خانوادگي مواجه است، هم صحبتي خودش را از خانه به خيابان و در ميان دوستان مي برد و ....... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 16:50 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
صبح امروز که از منزل عازم اداره بودم شهر مشهد مقدس حال و هوایی دیگر داشت. چون بارش شدید برف هوای بهاری مشهد را کاملا زمستانی کرده بود. حداقل من به یاد ندارم در بهار مشهد هوای برفی داشته باشد ولی توفیقی دست داد در آستانه ۴۰ سالگی این پدیده را هم ببینم. البته مادرم مرحوم قبلا گفته بود بعد از هفتاد یک برف افتاد (یعنی بعد از ۷۰ روز از سال نو ). یادش بخیر. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 9:15 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
مجالی شد تا مروری بر وبلاگهای دوستان داشته باشم . آنچه در غالب این وبلاگها مشاهده میشه استفاده از رنگ سیاه برای پس زمینه وبلاگشون بود که بسیار جای تاسف و تعجب داره !!!! امیدوارم دوستان کمی به تابلویی که ارائه کرده ام دقت کنند. مطمئن باشند تعمق در کلام و پیام تابلو- آنها را از تاریکی به نور رهنمون خواهد کرد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 17:2 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 16:45 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
تعطیلات نوروزی نفس های آخر خودش را کشید. همه دانش آموزان.. دانشجویان و کارمندان تلاش برای آموزش و معاش را از سر گرفتند. لیکن آخرین روزهای تعطیلی امسال با سال قبل و سالهای قبل یک تفاوت اساسی داشت و آن نبودن مادرم در کنار ما بود. آری سال قبل ۱۳نوروز او بود و من ۱۳ را در کنار او بودم. لیکن امسال او نبود هر چند باز هم من درکنار او بودم نه در کنار جسم و کالبد نحیف و مهربانش بلکه در کنار مزارش .... روز ۱۲ فروردین نیز بهانه ای جور شد تا خواهران و برادرانم و بچه های برادرم درمنزل ما گرد هم آیند و لحظاتی را به شادمانی گذرانند...... براستی که جای مادرم خالی است ....
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 15 فروردین1388ساعت 7:35 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||
|
|
|
|
|
شاید بجرات بتوان گفت استاد محمود فرشچیان(مینیاتوریست) یکی از مفاخر هنری معاصر کشورمان می باشد. لذا به پاس یک عمر تلاش مستمر ایشان و برای اینکه هنرمندیهای این استاد مسلم را در وبلاگم داشته باشم سعی خواهم کرد در هر فرصتی با جستجوی در اینترنت مجموعه تابلوهای ایشان را برای فرزندانم و سایر بازدید کنندگان عزیز گردآوری نمایم. برای دیدن تابلو ها می توانید به ادامه مطلب مراجعه نمایید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 12:47 توسط ماشااله کریمان خراسانی
|
|
||